
روی جلد شمارهی يك
روزهای سياهی در پيش است. دوران پرادباری كه، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هماكنون نهاد تيرهی خود را آشكار كرده است و استقرار سلطهی خود را بر زمينهئی از نفی دموكراسی، نفی مليت، و نفی دستاوردهای مدنيت و فرهنگ و هنر میجويد.
اينچنين دورانی به ناگزير پايدار نخواهد ماند، و جبر تاريخ، بدون ترديد آن را زيرِ غلتكِ سنگين خويش درهم خواهد كوفت. اما نسلِ ما و نسل آينده، در اين كشاكش اندوهبار، زيانی متحمل خواهد شد كه بیگمان سخت كمرشكن خواهد بود. چرا كه قشريون مطلقزده هر انديشهی آزادی را دشمن میدارند و كامگاری خود را جز به شرطِ امحاء مطلق فكر و انديشه غيرممكن میشمارند. پس نخستين هدفِ نظامی كه هماكنون میكوشد پايههای قدرت خود را به ضربِ چماق و دشنه استحكام بخشد و نخستين گامهای خود را با به آتش كشيدن كتابخانهها و هجوم علنی به هستههای فعال هنری و تجاوز آشكار به مراكز فرهنگی كشور برداشته، كشتار همهی متفكران و آزادانديشان جامعه است.
اكنون ما در آستانهی توفانی روبنده ايستادهايم. بادنماها نالهكنان به حركت درآمدهاند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. میتوان به دخمههای سكوت پناه برد، زبان در كام و سر در گريبان كشيد تا توفان بیامان بگذرد. اما رسالت تاريخی روشنفكران، پناه امن جستن را تجويز نمیكند. هر فريادی آگاهكننده است، پس از حنجرههای خونين خويش فرياد خواهيم كشيد و حدوث توفان را اعلام خواهيم كرد.
سپاه كفنپوش روشنفكران متعهد در جنگی نابرابر به ميدان آمدهاند. بگذار لطمهئی كه بر اينان وارد میآيد نشانهئی هشداردهنده باشد از هجومی كه تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلقهای ساكن اين محدودهی جغرافيائی در معرض آن قرار گرفته است.
(سرمقالهی كتاب جمعه، سال اول، شمارهی يك، پنجشنبه، 4 مردادماه 1358)
برچسبها: احمد شاملو
22/07/2009 در t 4:21 ب.ظ |
[...] عجيبی دارد با آنچه 30 سال پيش اتفاق افتاده. اين را سرمقالهی شمارهی اولِ كتاب جمعه به روشنی نشانمان میدهد اگر كه باور داشته باشيم [...]
26/07/2009 در t 12:22 ق.ظ |
خاطرات مرا زنده کردی. رفتم به سال 60 و … کلی خاطرات. از این به بعد مرتب به اینجا سر میزنم تا “جمعه”هایی را که می گذارید باز خوانی کنم. سپاس از زحماتتان.
26/07/2009 در t 1:43 ب.ظ |
این سرمقالهی شاملو رو باید یکیاز تاریخیترین مقالاتِ ژورنالیستی دونست. شاید اغراق نکنیم اگه چنین تلقّی کنیم که این سرمقاله اگه چیزی از «من متّهم میکنم» بیشتر نداشته باشه، کمتر هم نداره.
26/07/2009 در t 6:37 ب.ظ |
یه پیشنهاد که نمی دونم خودمم که بتونه آیا کمک کنه یا نه: میتونین فایلهای اسکن شده رو بذارین، هر کی هر چند صفحه که خواست انتخاب کنه و تایپ کنه. البته وقتی چند صفحه انتخاب شد، صاحب خونه باید فایل تصویری رو برداره. بعد از مثلا 24 ساعت یا هر زمان محدود دیگه اگه صفحات برداشته شده تایپ نشد، دوباره فایل اسکن شده رو برای دوباره انتخاب شدن توسط افراد دیگه، بذاره تو اینترنت.
نمی دونم، اینم یه پیشنهاده.
19/08/2009 در t 12:27 ب.ظ |
تاريخ تكرار ميشود…من هم حاضرم اگر با پيشنهاد alive موافقي كمك كنم در تايپ
02/11/2009 در t 1:36 ق.ظ |
دوستان عزیز:
ما بی صبرانه منتظریم. بعد از خبر اتمام کار اسکن خبری ندادید. اگر مشکلی هست بگوئید شاید بتوانیم به کمک هم حل کنیم.